محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى
58
رياض الفردوس خانى ( فارسى )
پادشاهى طهمورث ديوبند سى سال [ بود ] بعد از پدر ، طهمورث به عدالت و نكو داشت رعيّت قيام نموده متوجّه انتقام ديوان گرديد و چون ديوان از پيش وى فرار مىنمودند اسپ را از صحارى گرفته سوارى كرد . و پسر سيه ديو ، بزرگ ديوان را گرفته ارادهء قتل نمود . و مىگفت از قتل من درگذر تا تو را به چيزى چند تعليم كنم . آنگاه هفتاد و دو زبان و خطوط به وى آموخت . و گويند طهمورث افسونى مىدانست . ديوان را به افسون مقهور كرد . ازين جهت او را « ديوبند » گفتند . و قيل ولد هوشنج و ملك الاقاليم « 1 » و كلها كان مطيعا للّه عزّ و جل و خضع له ابليس و جنوده و كان محمودا فى ملكه و انه اول من اتخذ رتبته الملوك و الخيل و البغال و الحمير و اتخذ الكلاب و حفظ المواشى و حراستها من اسباع و اول من اتخذ الصوف و الشعر و كتب بالفارسية ، و من كلامه : « اقنع بالقليل النافع فأن القليل النافع خير لكم من الكثير المضار « 2 » . » گويند طهمورث چهار صد و هشتاد ديو به دست خود بكشت و سى سال پادشاهى و هشتصد سال عمر كرد . چون نوبتش به آخر رسيد جمشيد ، پسرش ، را وليعهد نموده جهان فانى را وداع فرمود . پادشاهى جمشيد هفتصد سال بود چون جمشيد پادشاه شد در اوايل عدل و احسان پيشه نمود تا به حدّى كه مستجاب الدعوه گرديد . وى را به جهت حسن صورت جمشيد گفتند يعنى « آفتاب روى » . و به افسونى كه از پدر آموخته بود ديو و پرى و سباع و بهايم را تسخير نمود . از حق تعالى درخواست تا به روايتى هفتصد سال ، و به قولى سيصد سال موت و هرم از خلايق برداشت و روز اول خرداد ماه فرمود تا تمامت تابوتها شكستند . و به زعم جهّال عجم جمشيد و سليمان نبى يكى است . ليكن اين قول
--> ( 1 ) . اصل : اقالم . ( 2 ) . اصل : انصار .